السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

145

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

بشنيد از بام فرود آمد و هر چه چادر و روسرى داشت جمع كرد و باسيران داد و آنان پوشيدند . راوى گفت : بهمراه زنان ، علىّ بن الحسين بود كه از بيمارى رنجور و لاغر شده بود و ديگر حسن بن حسن مثنّى بود كه نسبت به عمو و امام خود فداكارى نمود و ضرب شمشيرها و زخم نيزه‌ها را تحمّل كرد و چون از زيادى زخم ناتوان شد او را كه هنوز رمقى داشت از ميدان كارزار بيرون بردند . مصنّف كتاب مصابيح گويد : كه حسن بن حسن مثنّى در ركاب عمويش آن روز هفده نفر را كشت و هيجده زخم برداشت و از پاى در آمد دائى او : اسماء بن خارجة ويرا برگرفت و بكوفه‌اش برد و بدرمانش كوشيد تا آنكه بهبودى يافت و بمدينه‌اش برد و زيد و عمر دو فرزندان امام حسن نيز بهمراه كاروان اسير بودند ، اهل كوفه را چون نگاه بر آنان افتاد گريستند و نوحه‌سرائى نمودند علىّ بن الحسين عليه السّلام فرمود : اين